...رهگذر...

ذبح عشق

میلاد
...رهگذر...

ذبح عشق

 

اهل کاشان چنین گفت ز احوال غم و خاطره ها

 

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن

 

لحظه شادی که گذشت

 

غصه هم می گذرد

 

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

 

لحظه ها عریانند

 

به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز

 

این چنین با تو بگویم سهراب

 

پاسخی غرق خون

 

پاسخی غرق به غم

 

ز غم و سوز دل و جامه ای عریان قسم

 

لحظه هایم دمادم به غم است

 

جسمِ کم جان مرا، جامه ای غم میپوشند

 

چه کنم خنده ز لب دور شده

 

خاطره در وسط کوچه ای بی مهری معشوق چنان جا مانده

 

که تو گویی ز ازل کینه به جان می دادند

 

به نفسهای شقایق گل پر مهر قسم، و زیبایی آن

 

خنده را دزدیدند

 

قفس ناب دروغین ز حقیقت، پر پرواز زدند

 

رهگذر ذبح شده

 

تن بی جان مرا خنده زنند

 

چه بپوشم بر این مصرع و کوته بکنم صحبت خویش

 

ذبح عشق، زاده ی دیوانگی عاقلهاست

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، عارفانه
برچسب‌ها: رهگذر

تاريخ : یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸ | | نویسنده : میلاد |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.